![]() |
![]() |
|
|
کدخدا حق ما رو میخوره بلند شید که این حق ما نیست حق ما خیلی بیشتر از ایناست همه دست از کار کشیدند ، ایستادند ببینند این بابا چی میگه ؟! یه عده از جوونای ده شدند حامیش و داد زدند ، هوار زدند و خوندند : عجب رسمیه ، رسم . . . و . . . اونایی که اون بالا بودند می دیدند یه عده جوون دارند دور خودشون می رقصند و می خونن اونایی هم که پائین بودند می دیدند یه عده آدم از اون بالا دارند اونا رو تماشا می کنند ، اما نمی دونستند اون بالا چه کار میکنند ! یه نفر می گفت : کدخدا و اطرافیانش اون بالا سفره پهن کردند یه نفر دیگه می گفت : چه بخور بخوریه اون بالا یه نفر دیگه گفت : منم میخوام بخورم همه احساس گشنگی کردند ولی اینقدر چاق بودند که کسی باورش نمی شد گشنه هستند اینقدر دویدند تا لاغر شدند ، یه عده هم وقتی دیدند چند تا جوون لاغر دارند از گشنگی دم می زنند دلشون براشون سوخت اونا هم با این چند تا جوون هم صدا شدند و دم از عدل و داد زدند آهای آدمها که بر ساحل نشستید شاد و خندانید یک جهان بی آب دارد می سپارد جان صداها بلند شد ، بلند و بلندتر تا به گوش کدخدا و اون بالایی ها رسید کدخدا گوشاشو تیز کرد صدا از پائین بود - آهای رنگارنگها ، آهای خاکستریها ، آهای . . . یه عده داشتند شعار می دادند یه عده شبنامه پخش می کردند یه عده نقد می کردند یه عده تماشا می کردند یه عده هم اصلا نبودند که کاری بکنند حالا دیگه اون یک نفر شده بود چند نفر کدخدا و اطرافیانش از جاشون بلند شدند اما جوونا رو ترور نکردند تبعیدشون هم نکردند حتی زیر گوششون هم نزدند فقط بلند شدند از اون ده رخت بربستند و رفتند حالا اون بالا خالی شده بود ده دیگه کدخدا نداشت مردم ده دور هم جمع شدند و چون همشون عشق دموکراسی داشتند یک انتخابات راه انداختند کدخدای سابق هم اومد ولی کاندیدا نشد نشست و تماشا کرد و به اون چند نفر رای داد حالا کدخدا یکی دیگه بود کدخدای جدید و اطرافیانشون رفتند و جای کدخدای قدیم تکیه زدند اینقدرهایی هم که تعریف می کردند نرم و راحت نبود اما خوشحال بودند چون می تونستند از بالا به مردم نگاه کنند اما هر چی نگاه میکردند کدخدای سابق رو نمیدیدند این داستان ادامه دارد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 12:6 توسط حسین صدرایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گروه تئاترحرفه ای بدین معناست که عناصر اصلی آن کاری جز تئاتر نداشته و دست کم روزی هشت ساعت به کار مداوم وپیوسته بپردازند.
به دیگر سخن،در پویه کار بی وقفه وهدفمند گروهی است که عناصر گروه از مهارت لازم برخوردار می شوندو ازسوی دیگر رضایت و اغنای تماشاگرتئاتردرپرتو کاربازیگران و دست اندرکاران توانمند و ماهرمیسراست. هسته اصلی گروه تئاتر اکتیو که افرادی با سابقه درکارنمایشند بدین باورند که با کار مستمر و پرهیز از پراکنده کاری و حلقه زدن به گرد شمع گروه می توان از هرزرفتن قوای مفید جلوگیری کرد |
| آرشیو موضوعی |
|
اخبار گروه نقد نمایش مقالات آیین نامه ها بیوگرافی اعضای گروه اعضاي گروه اكتيو اخبار عمومی پیشکسوتان تئاتر ایران |
| نویسندگان |
|
حسین صدرایی علي طلاكوب |
|
RSS
|