تبليغاتX
گروه تئاتر اکتیو - نگاهي به ريشه‌هاي كمديادلارته
نمايش خلق الساعه. بديهه ‌سازي. بديهه‌ بازي كه اساس ساختمان كمدي دلارته است. بديهه سازي از ابتداي شعور در بشر وجود داشته است كه گاه به گاه اين نيرو در انسان خلق و منشاء اثر گرديده است. عامل مهم در اپروويزاسيون كه پايه كمدي دلارته را مي‌سازد قدرت جنبش فكري است. از آن هنگام كه تمامي هنرها خلق مي‌گردند، وجودشانه با نيروي اپروويزاسيون همراه بوده است. در سرودن اشعار مذهبي، رقص‌ها، سخنوري و مراسم پرستش اوليه. اپروويزاسيون را يكي از نمونه‌هاي تئاتر مي‌دانند. اپروويزاسيون كه منشاء و به وجود آورنده هر اثر هنري است خودش شامل خود اثر هم مي‌شود كه يكي از شكل‌هاي(فرم‌ها) تئاتري است. در اين شيوه هيچ اصل و رابطه تئاتري كه در تئاتر امروز است ديده نمي‌شود و فقط طرح كلي مورد نظر است.
برخلاف نويسنده كلاسيك كه قدرت نويسنده مورد نظر است در اين جا اين قدرت و نقش همگي به عهده بازيگر است كه بازيگر در استفاده از تمام امكانات به عنوان تار و پود اصلي نمايش مطرح است. در اين شيوه با تمام آزادي كه بازيگران روي صحنه داشتند يك نوع قرارداد هم وجود داشت. از نظر فرم، بيان لهجه و فرم حركت تعدادي شگرد لازم بود كه اين شگردها مخصوص همان بازيگر بود و اگر يكي از بازيگران نمي‌توانست پا به پاي ديگران ادامه دهد مورد تمسخر و ناراحتي تماشاگر قرار مي‌گرفت.
اپروويزه زماني شكل مي‌گيرد كه گروه‌هاي تئاتري به وجود مي‌آيند و تئاتر به صورت حرفه مطرح مي‌شود كه مسئله تماشاگر و ارضاء آن مطرح بوده است. وجود ذوق كميك منطبق با روحيه مردم ايتاليا، وجود كمبودهاي مردم نسبت به طبقه حرفه با دست انداختن آن‌ها در قالب تيپ‌هاي مختلف با نقابي بر چهره از ديگر زمينه‌هاي اين شيوه نمايش است.
اولين مرجعي را كه ذكر مي‌كنند كمدي دلارته از آن استفاده مي‌كرده يك نوع نمايشي است به نام ”سانتون” كه به نظم و نثر مركب‌ از قطعات مختلف و نويسندگان مختلف كه در كارناوال‌ها اجرا مي‌شده. اين نمايش از ريشه‌هاي پيدائي اپروويزاسيون بوده است ولي نه به صورت چشمگير در سال 1545 اولين گروه حرفه‌اي كمدي در پادوا كه يكي از شهرهاي پيشقدم درد انساني و نهضت اومانيسم بود به وجود مي‌آيد. از تيپ‌هايي كه در اين گروه اجرا مي‌شده است”زاني” Zanni معروفترين آن بوده است. اين شخصيت مستقيماً وارد كمدي دلارته مي‌گردد. اسم واقعي او zanni pale بوده كه او را منسوب به نواحي شمالي ايتاليا مي‌دانند.
وجود بي‌كاري و كم كاري در قرن 16 در ايتاليا باعث خروج روستائيان از دهات به شهرها مي‌شود. در شهر آن‌ها به انواع و اقسام كارهاي پست مشغول مي‌شدند كه حمالي يكي از آن‌ها است كه بعدها مختص دهاتي‌ها مي‌شود. يكي از شهرهايي كه در سر راه روستائيان برگامي قرار دارد ونيز است. ونيزي‌ها از اين مهاجرت‌ها سخت برآشفته و عصباني‌اند و براي دست انداختن آن‌ها خبرهايي هجو ساخته و لهجه آن‌ها را كه نمونه آن”زان‌ها” بوده‌اند، مورد تمسخر قرار مي‌دهند. بعدها اين هجوها و تمسخرها اثر عميقي در ونيزي‌ها مي‌گذارد به طوري كه تدريجاً از تيپ و لهجه آن‌ها خوششان مي‌آيد و نمايشنامه‌هاي زيادي در مورد زان كه چگونه‌ در دِه زندگي مي‌كرده و سير زندگي او تا حمالي در شهر و سپس پيشرفت او كه چگونه از حمالي به مستخدمي مي‌رسد نمايش مي‌دهند. در اين شكل به تدريج لهجه”برگامي” حذف و لهجه ايتاليايي جايگزين مي‌شود. تدريجاً تمام گروه‌هاي تئاتري از اين پرسناژ استفاده مي‌كنند و نمايشنامه‌هايي به نام ازدواج زان، تلاق زان، آمدن زان به شهرها، غم‌ها و شادي‌هاي او و غيره به وجود مي‌آيد و در طي سال‌ها فرم و شكل منسجمي پيدا مي‌كند.
زاني نوكري بذله‌گو و شوخ است و اولين پرسوناژي است كه رسماً وارد نمايش‌هاي كمدي دلارته‌ مي‌شود و كم‌كم جاي خود را در نمايش باز كرده و بعدها نام”هارلكن” را در بازگشت از فرانسه به خود مي‌گيرد.
در سال 1565 اولين نمايشنامه براي زاني نوشته مي‌شود. يك زاني ديگر به وجود مي‌آيد كه بعدها تيپ ”يري‌كلار” را تشكيل مي‌دهد. زاني آدمي پرخور و پر دشت‌ها نيست، آدمي است كه فكر مي‌كند به طبقه بالا بستگي دارد و تحويلش مي‌گيرند، اما نهايتاً آدم هوشيار و ساده‌لوحي است. در مقابل وي زاني دوم خلق مي‌شود كه در كمدي آدمي است مكار و حيله‌گر كه در تمام حوادث خود را با مكر و حيله نجات مي‌دهد و هميشه در نمايش‌ها كار يكي از زاني‌ها بيشتر بوده است.
بعد از مدتي كه زاني اول صحنه را در اختيار مي‌گيرد مونث وي به نام زاگنا به وجود مي‌آيد كه زن زاني است و مردها نقش آن را بازي مي‌كرده‌اند. هنگامي كه يكي از نمايش‌هاي زاني به فرانسه برده مي‌شود و اجرا مي‌شود به خاطر آن كه تماشاگر فرانسوي بتواند با زاني ارتباط برقرار كند و آن را با خود تطبيق دهد، نام يكي از پرسوناژهاي نمايشي را كه داراي همان خصوصيات شيطان بودن و كميك بودن است به نام هارلكن انتخاب مي‌شود كه بعدها تبديل پرسوناژ اصلي كمديا دلارته مي‌شود.
نمايشنامه‌هاي كمدي دلارته از فرم‌هاي كمدي لاتين گرفته شده است. اولين فرمي كه پلاتوس و ترنس عالمانه‌اش را نوشتند. فرضيه ديگر كمدي دلارته منشعب از نمايش‌هاي كارناوالس است. ”البته جنبه فرم و پلاستيك صحنه‌اي آن ـ مسئله تاثيرپذيري از نمايش‌هاي قديمي‌تر از نظر فرم” فرضيه ديگري نيز وجود دارد، گروهي كه تشكيل مي‌شد به خاطر اين كه مورد تشويق و حمايت توده عوام قرار گير مجبور بود با تجسم تيپ‌هايي از آنِ توده‌ و كاراكترهاي شاخص آن با مردم روبرو شود. بنابراين مدل‌هاي كارناوالي و كمدي لاتين را كه قبلاً مي‌شناختند دوباره جان گرفتند. مسئله ديگر زبان كمديا دلارته است كه زبان روزمره و در واقع زبان مردم است. تماشاگر دوست دارد زباني را بشنود كه بهتر مي‌فهمد به همين جهت زبان محاوره‌اي مردم مورد استفاده قرار گرفت. عامل ديگر كه به پيدايي و نضج كمدي دلارته كمك مي‌كرد زبان طنز آن است كه داراي بردي قوي است. كمدي دلارته سه پرده است. پرلوگ يا پيش پرده كه شباهتي به نمايش ندارد بلكه گروه كيفيت آن را مطرح مي‌كند. در خلال پرده‌ها عده‌اي از بازيگران براي سرگرمي مردم كارهاي سيركي و پانتوميم انجام مي‌دادند. بازيگران قراردادي بودند و مردان بازيگر لباس مخصوص با شرايط كاراكتر خود را داشتند. بازيگران تيپ‌هايي بودند مضحك از تيپ‌هاي جدي اجتماع. در واقع كاريكاتوري از تيپ‌هاي واقعي بودند.
”هارلكن”، ”پريكلا”، ”دكتر”، ”كاپيتان” كه هر كدام نماينده تيپي از اجتماع است. ”يانتالئو” تيپ تاجر و خسيس، شهوتران، ”دكتر” نماينده كساني كه تظاهر به فهميدن مي‌كردند. همچنين تيپ‌هاي عشاق نيز دو نوع بودند. يك نوع عشاق عالي و يك نوع عشاق معمولي كه همان كلفت و نوكرها هستند كه ريشه هر كدام از اين پرسناژها به يك شهر بستگي دارد. كمدي دلارته يك خلق كننده نبود بلكه يك جمع كننده بود و از تمامي فرم‌ها و كمدي‌هاي قديمي لاتين استفاده كرده است. معروف‌ترين گروه كمدي دلارته در ايتاليا گروه GELOST بوده‌اند. اجراي اين نمايش‌ها در فرانسه باعث رواج زبان ايتاليايي مي‌شده و بازيگران نيز سعي بر آن داشتند كه زبان فرانسوي را بياموزند. اين گروه در انتها شروع به مضحكه دولت فرانسه كردند و پس از چند بار اخطار از فرانسه اخراج شدند.

 

نویسنده :حسین نصرآبادی

برگرفته از سایت ایران تئاتر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 20:28  توسط حسین صدرایی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
گروه تئاترحرفه ای بدین معناست که عناصر اصلی آن کاری جز تئاتر نداشته و دست کم روزی هشت ساعت به کار مداوم وپیوسته بپردازند.
به دیگر سخن،در پویه کار بی وقفه وهدفمند گروهی است که عناصر گروه از مهارت لازم برخوردار می شوندو ازسوی دیگر رضایت و اغنای تماشاگرتئاتردرپرتو کاربازیگران و دست اندرکاران توانمند و ماهرمیسراست.
هسته اصلی گروه تئاتر اکتیو که افرادی با سابقه درکارنمایشند بدین باورند که با کار مستمر و پرهیز از پراکنده کاری و حلقه زدن به گرد شمع گروه می توان از هرزرفتن قوای مفید جلوگیری کرد

نوشته های پیشین
تیر 1388
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
آرشیو موضوعی
اخبار گروه
نقد نمایش
مقالات
آیین نامه ها
بیوگرافی اعضای گروه
اعضاي گروه اكتيو
اخبار عمومی
پیشکسوتان تئاتر ایران
نویسندگان
حسین صدرایی
علي طلاكوب
پیوندها
سایت خبری آگاه نیوز
وبسايت جشنواره داستانهاي كوتاه كبوتر حرم
سایت ایران تئاتر
سایت خانه هنرمندان
سایت آگاه ( آموزش گسترش استعدادهای هنری)
سایت حوزه هنری استان سمنان
وبلاگ تئاتر شهرستانها
وبلاگ گروه تئاتر باستان
وبلاگ گروه تئاتر شید
وبلاگ من و تئاتر گرگان (حسن حسینی نژاد - گرگان)
وبلاگ نمایشگران استان همدان
وبلاگ تئاتر و موسیقی در سمنان (فرشاد صالحیان)
وبلاگ انجمن نمایش یزد
وبلاگ گروه تئاتر لیو
وبلاگ صحنه به صحنه
وبلاگ انجمن نمایش رباط کریم
وبلاگ بازی در بازی
وبلاگ کودک و نمایش
وبلاگ و حرفهائی برای نگفتن . . . (خودم)
وبلاگ تئاتر پارسی
وبلاگ جمشید بهرامی
وبلاگ گروه تئاتر سایه
وبلاگ گوهر تئاتر ( بهزاد)
وبلاگ پائین گذر سقاخانه (رضا مولودی - گرگان)
وبلاگ تئاتر ایران
وبلاگ گروه تئاتر پل (محمد جهان پا - مشهد)
وبلاگ گروه تئاتر پویا (مشهد)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

Google Page Rank - Powered by www.Maker™.ir