تبليغاتX
گروه تئاتر اکتیو

سند ملي توسعه تئاتر

 

ديباچه

مفهوم توسعه

مفهوم هنر و هنرهای نمايشی

طرح توسعه هنرهای نمايشی

1-                سياست هاي کلان فرهنگ و هنر

2-                شناخت و تبيين وضع موجود تئاتر

3-                عوامل پيش برنده ( امکانات و قابليت‌ها ) و عوامل پيش گيرنده ( محدوديت‌ها ) 

4-                هدف کلی توسعه تئاتر

5-                اهداف کيفی توسعه تئاتر

6-                 سياست‌ها و خط مشي‌هاي اجرايي

برنامه های ملی توسعه تئاتر

1-    برنامه های ملی توسعه فرهنگی هنرهای نمايشی

2-    برنامه های ملی توسعه مديريت هنرهای نمايشی

3-    تدوين برنامه‌های ملی توسعه فرهنگی هنرهای نمايشی

4-    تدوين برنامه‌های ملی توسعه مديريتی هنرهای نمايشی

5-    عمليات اجرايی برنامه‌های ملی توسعه هنرهای نمايشی

6-     عمليات اجرايی برنامه‌های ملی توسعه مديريتی هنرهای نمايشی

هدف از طرح توسعه هنرهای نمايشی ارائه يک ساختار توسعه نظام مند و پايدار با توجه به مسئوليت های هدايتی، حمايتی و نظارتی اداره كل هنرهای نمايشی است.

در اين نظام توسعه ای هنرهای نمايشی، مولفه های توسعه هنرهای نمايشی در چارچوب سياست های کلان فرهنگ و هنر، شناخت وتبيين وضع موجود تئاتر، عوامل پيش برنده و عوامل پيش گيرنده، اهداف کلی و اهداف کمی توسعه تئاتر و همچنين سـياست ها و خط مشی های اجرايی موردتوجه قرار خواهد گرفت .

فرايند توسعه هنرهای نمايشی بر اساس راهبردهای کلی نظام، داده های موجود را تلفيق می کند تا با استفاده از پشتيبانی های لازم – که خود در قالب برنامه هستند– به هسته مرکزی توسعه هنرهای نمايشی دست يابد. اين همه، از صافی ديدگاه های اهل فن در اداره كل هنرهای نمايشی خواهد گذشت تا از نقايص و زوايد به دور و پالايش شود و برنامه‌ای درخور اين بخش از فرهنگ تهيه شود.

روش شناسی توسعه هنرهای نمايشی

مراحل ايجاد برنامه برای هرکدام از مولفه های فوق در روششناسی زير مشخص شده است. هرکدام از مراحل زير را نيز میتوان بر حسب نياز از سطوح کلان تا سطوح تفصيلی بررسی کرد.

·        شناخت و تحليل وضع موجود ( بر اساس تعاريف و شاخص ها ) و SWOT

·        تعيين چشم انداز (Vision) و رسالت (Mission)

·        تعيين هدف کلی و اهداف کيفی توسعه تئاتر

·        سياست‌ها و خط مشی‌ها ی اجرايی

·        تعيين وتدوين برنامه‌های ملی توسعه تئاتر

·        طراحی عمليات اجرايی برنامه‌های ملی توسعه تئاتر

ديباچه اي بر سند ملي تئاتر

مفهوم توسعه‌

توسعه به معناي بسط و گسترش ابعاد هر چيزي‌، اعم از ابعاد مادي و معنوي‌ آن است‌. توسعه ‌معنوي به مفهوم‌ اشاعه‌ يك‌ فكر يا انديشه‌ در سطح‌ جامعه و رسوخ و رسوب آن در دل‌ نهادهاي ‌اجتماعي و تثبيت‌ آن به‌ منزله نوعي ارزش‌ و اعتبار اجتماعي است. اما توسعه مادي, ارتباط مستقيم‌ با بسط و گسترش‌ عناصر مادي در ساختارهاي اجرايي دارد كه اين دو فرايند (مادي‌ و معنوي) در ارتباطي‌ اجتنابناپذير و سامانمند مي‌بايست‌ طي برنامه‌هاي‌ هماهنگ به يك‌ هدف مشترك و غائي نائل آيند. تدوين‌، گردآوري‌ و پردازش‌ برنامه‌ها‌, غايت‌ امر توسعه را, هم از منظر رشد افقي و هم‌ رشد عمودي مورد نظر دارد. شبكه گسترده استدلالي‌ و توجيهي طرح‌، مفاهيم‌ و شيوه‌هاي اجرايي مفاد اساسي يك‌ پروژه را مورد نظر قرار داده و راهكارهاي‌ اجرايي آن‌ را در پيشبرد امور محقق‌ مي‌سازد.

بيشك ماندگاري و تحقق عملي يك‌ برنامه‌، تنها با عنصر توسعه‌ و سطوح‌ عملياتي آن ‌نهادينه شده و با ارتقاء نظري و عملي‌ آن‌ ميسر مي‌شود و زمينه پيشرفت‌هاي آتي‌ را بر اين اساس و بنيان فراهم خواهد ساخت‌.

مفهوم هنر و هنرهای نمايشی

هنر يكي‌ از اركان فرهنگ‌ است كه با همراهي دو عنصر «كمال» و «جمال» و حقيقتي همسو با اين‌ دو، فضائل انساني را برانگيخته و راه‌ و رسم سعادت‌ و خير را به آدمي نشان مي‌دهد. هنر در فرهنگ‌هاي‌ مختلف‌, بيشتر به معاني‌ علم‌، معرفت, دانش‌, فضيلت‌, كمال,كياست, فراست‌ و زيركي‌ اطلاق مي‌شود. در اقوام و ملل‌ صاحب‌ تمدن و فرهنگ همچون ايران و يونان اين واژه بيشتر از منظر مهارت‌ و ممارست‌ فني در امور خير و موضوعات‌ ذوقي هم‌ چون ‌شعر و موسيقي و ... مد نظر بوده است‌. هنرها در تقسيمبندي‌ خود به‌ دو بخش هنرهاي ‌شنيداري و ديداري تقسيم مي‌شوند, در شمار گوناگون‌ خود تئاتر, نمايش‌, سينما , موسيقي, عكاسي, نقاشي, خطاطي, قلمزني و هنرهاي كاربردي همچون طراحي صنعتي, معماري, هنرهاي‌ تجسمي و هنرهاي تزئيني‌ را شامل مي‌شوند كه‌ هركدام در ساخت و منزلت‌ خود زبان و ويژگي‌ و تفاوت‌ها و مشابهت‌هاي بسياري دارند ؛ اما هنرهاي نمايشي و تئاتر به‌ عنوان هنري‌ تركيبي و مادر كه‌ در مجموعه‌اي سامانمند و فراگير, مابقي هنرها را به‌ نوعي در ساختار و اجزاء خود قرار مي‌دهند و به‌ موهبت‌ ارتباط زنده و رويارو با تماشاگر, زندگي‌ ساز و جامعه‌پذير هستند ‌از اولويت‌ و اهميت‌ ويژه‌اي برخوردارند‌.

تئاتر به‌ عبارتي حاصل تركيب هنرهاست و به‌ مثابه چهارراهي‌ است‌ كه در آن‌ همه‌ هنرها به هم‌ مي‌رسند و ابزاري‌ براي‌ يادگيري و وسعت بخشيدن به‌ تجربه‌ها و طرح‌ پنهان‌ترين زواياي ‌مكتوم و آشكار آدمي و جان‌ و  روح‌ و حوائج حياتي و اجتماعي انسان به‌ زباني‌ زنده و مستقيم ‌است‌.

تئاتر به‌ عنوان يك‌ نهاد اجتماعي و زنده‌ترين رسانه فرهنگي, اهداف‌ بسياري‌ را دنبال مي‌كند و به‌ موهبت خود بركات‌ زيادي را براي جوامع به‌ بار مي‌آورد. نخستين گام, ضرورت‌ و نقش‌ اين‌ هنر در فرهنگ‌سازي و تبيين فرهنگ عمومي كشور است‌ ؛ زيرا تئاتر مهمترين‌ مؤلفه فرهنگ‌ و تمدن به شمار مي‌رود ؛ چندان كه به‌طور غيرمحسوس‌ زمينه‌هاي فضيلت‌افزايي‌ را در جامعه ‌تحكيم‌ مي‌بخشد و توسعه فرهنگي را كه سبب‌ساز رشد و توسعه اقتصادي‌ نيز است فراهم مي‌آورد. گستردگي‌، تنوع‌، جذابيت‌ و فراگير بودن اين‌ هنر انساني, تأثير بسياري‌ در بهسازي رفتار اجتماعي ‌و مباني‌ ارزشي‌ جوامع دارد و به‌دليل‌ تكيه و اعتناء بسيار آن‌ بر انديشه‌ و اخلاق‌، ضمن‌ حفظ هويت‌ فردي‌, ثبات‌ اجتماعي‌ و آرمان‌هاي همگاني‌ را در تمامي سطوح‌ ميسر مي‌سازد.

تئاتر, ريشه‌اي‌ آئيني‌ و مذهبي‌ دارد و همچنان كه خاستگاه اوليه آن‌ را باورها و بينش‌هاي‌ مذهبي‌تشكيل‌ مي‌دهد به‌ سهولت‌ مي‌تواند در خدمت‌ تعليم‌ و تربيت‌ و تحكيم‌ و تداوم‌ مفاهيم‌ مذهبي ‌قرارگيرد. رسيدن به‌ اهداف‌ و آرمان‌هاي‌ متعالي‌ و بسط و گسترش‌ تعاليم‌ عاليه و انسانساز دين‌ مبين‌ اسلام كه‌ معجزات‌ آن بركتاب و فرهنگ‌ استوار است‌ از طريق اين‌ هنر فراگير, به‌ زيباترين ‌شكل‌ مي‌تواند تأثيرگذار باشد.

ملتي‌ كه‌ تئاتر دارد همواره از شئونات‌ فرهنگي‌ والايي‌ برخوردار است‌, زيرا اين‌ هنر نتيجه و حاصل‌ تفكر و تعمق‌ آدمي‌ با خود و نقد دنياي‌ پيراموني است. عناصر فرهنگ‌ ديني و ملي و ارزش‌هاي بالنده به‌ وسيله  ‌هنر تئاتر به‌ اوج‌ مي‌رسد و انسان را در تجربه و تعامل زندگي‌ به‌ كشف و شهود تازه‌اي مي‌رساند.

نقش‌ تئاتر در تعاملات بين‌المللي و سطوح‌ گسترده فرهنگ‌ در جهان معاصر انكارناپذير است‌. هم‌ چنين‌ وامداري‌ دو هنر سينما و تلويزيون و برخورداري بلافصل‌ اين‌ دو از اين‌ هنر مادر (تئاتر) قابل توجه‌ است. هنر تئاتر, پشتوانه‌اي غني‌ براي‌ ادبيات‌ و زمينه‌اي براي‌ همدلي‌هاي ‌اجتماعي نيز به‌ شمار مي‌رود ؛ شايد در كمتر هنري‌ مي‌توان به صراحت چنين مزايا و تأثيراتي را در ابعادي‌ فراگير و مرتبط با تمامي‌ آحاد و ابعاد اجتماعي يافت.

نمايش‌ در آغاز از تحول و تطور رسم‌ها, آئين‌‌ها و مناسك‌ ديني‌ و اسطوره‌اي شكل گرفت. اين هنر ديرينه وسيله‌اي براي ‌ارتباط هر چه‌ بيشتر انسان با مثلث رابطه‌، كائنات و دنياي ‌پيراموني بود كه‌ در مركز ثقل‌ آن‌ آدمي‌ با تمامي حضورش ايستاده است.

با نگاهي به‌ تاريخ‌ پرفراز و نشيب‌ ايران و نيز به‌ استناد مدارك‌ و آثار, مي‌توان‌ به‌ گريستن ‌مغان در سوگ‌ سياوش‌ و سوگداشت اهالي بخارا در مرگ سياوش‌ و نمايشواره ‌هاي مناسكي‌، آئيني‌ در سطوح كشاورزي‌، شباني‌، حماسي و آئيني به عنوان قديمي‌ترين نمونه‌هايي كه بعضاً جنبه ‌نمايشي‌ در آنان نهفته است‌ اشاره كرد. اين‌ خرده‌ نمايش‌ها يا نمايشواره‌هاي مناسكي كه به‌ طور موسمي‌ نيز اجرا مي‌شد تنها يادگارهاي كهن اين‌ هنر مردمي در سرزمين ايران‌ است‌ كه ‌بسياري‌ از آن‌ها نيز به‌ دلايل‌ عديده تاريخي و فقدان سنت‌ ثبت‌ و ضبط، و نيز انقطاع فرهنگي‌, توسعه لازم را نيافته و منجر به شكل‌گيري هنر تئاتر نگرديده است و برخي‌ از آنان نيز متأسفانه به‌ محاق‌ خاموشي و فراموشي‌ درغلطيده‌اند و هيچ‌ اثري و سندي  از آنان‌ باقي‌نمانده است.

كامل‌ترين نمونه هنرهاي‌ نمايشي را مي‌توان در تعزيه و شبيهخواني‌ جستجو كرد كه‌ به دليل ‌ويژگي‌هاي‌ منحصر به فرد مذهبي و شرايط اجتماعي و تاريخي- سياسي‌، در ازمنه‌ مختلف‌ تاريخي‌ با هدف‌ حرمتگذاري‌ و تعزيت مقام شامخ‌ شهيدان كربلا و مصائب و آلام و ايثار و شهادت ايشان شكل‌ گرفته و تداوم خود را در قالب‌ نمونه‌هايي جذاب‌, ماندگار ساخته است. اين ‌هنر مذهبي كه‌ حاصل علاقه و عشق‌ و ايمان شيعيان ايران به‌ خاندان عترت‌ است‌ از سال‌ 61 هجري‌ آغاز شد و در چند دوره تاريخي با ذوق و قريحه و ايمان شيعيان ايران قوام يافت‌ و در دوره ‌يكصد و پنجاه ساله‌ قاجار به‌ اوج‌ شكوفايي خود رسيد تا جايي كه‌ در عهد ناصري براي‌ اين هنرمذهبي تماشاخانه‌اي تحت‌ عنوان «تكيه دولت‌» با گنجايش‌ بيست‌ هزار نفر در ضلع‌ جنوبي كاخ‌ گلستان‌ ساخته و پرداخته شد كه‌ به عنوان نخستين بناي ديني- نمايشي‌ ايراني‌ محسوب مي‌شود ؛ اگر چه‌ متأسفانه هم اكنون اثري از اين‌ بناي‌ تاريخي به‌ جا نمانده است‌ اما برپايي اين‌ بنياد اجتماعي‌-نمايشي‌ سبب‌ساز تدوين و تأليف مجالس و نسخ‌ تعزيه بسياري‌ با مضامين‌ تاريخ ‌اسلام و فرهنگ‌ مذهبي و ملي ايراني‌ و تعزيت‌ شهيدان‌ كربلا شد و نيز ظهور زبده‌ترين تعزيه‌خوانان كشور در فن‌ بازيگري, موسيقي, شعر و آواز، همه و همه، از بركات اين تكيه بود كه ‌تحت نظارت مستقيم‌ دولت‌ وقت‌ صورت مي‌پذيرفت.

از سويي ديگر, گونه‌اي نمايش كمدي و شاد تحت‌ عنوان تختحوضي و يا سياه‌بازي كه اجراي آن متناسب با معماري خانه‌هاي ايراني است‌ اغلب اوقات در مراسم‌ عروسي و مجالس‌ جشن‌ و شادي اجرا مي‌‌شد. اين سنت نمايشي‌ را نمايشگران و اهل موسيقي‌ و نيز مضحكه‌گران در اواخر دوره قاجار پي افكندند كه‌ هنوز هم‌ كمابيش‌ به‌ حيات‌ خود ادامه‌ مي‌دهد.

نمايشگران سنتي ايراني اعم‌ از روستايي و شهري به شكل‌ متمركز يا دورهگرد نمايشواره‌هايي‌ را به مدد ساز و آواز, عروسك‌, آئين و ابزار بزك‌ و... دنبال كردند. خميه‌شب‌ بازان‌، نقالان‌، راويان‌، معركه گيران و... از اين زمره‌اند.

اما تئاتر معاصر، از اوان تجددطلبي و همزمان با نهضت آزادي خواهي مشروطيت‌ شكل‌گرفت‌ ؛ در زماني كه‌ دنياي‌ غرب‌ با تكيه بر تفكرات حاصل از جنبش‌ انساني با سرعت‌ تمام‌ رو به ‌پيشرفت بود و كشور ايران در دنياي شرق هنوز در چارچوب نظام سنتي و فئوداليسم‌ دست و پا مي‌زد.

در واقع بذر آثار تمدن جديد از سال‌ 1220 هجري شمسي در ايران پراكنده شد كه‌ تئاتر و مطبوعات‌ و ادبيات داستاني‌ و سپس‌ دگرگوني در سبك‌ و سياق شعر فارسي نمونههايي‌ از آن‌ است‌. ذوق و قريحه‌ ايراني از همان آغاز خود را نشان داد و در اولين ترجمه‌ها و اقتباس‌ آثار, تناسب‌ با فرهنگ‌ و ارزش‌هاي‌ايراني مد نظر  قرار گرفت و جريان ‌تئاتر جدي‌ كشور در مدرسه دارالفنون همپا با تحولات‌ علمي و پژوهشي پديدآمد.

نمايشنامه‌هايي كه در ايران‌ نگاشته شد بسيار تند و انتقادي‌ و سياسي بود و واكنشي عليه نظام‌ فئودالي و روابط سوء درباري و احقاق‌ حقوق حقه ايرانيان تحت ‌ستمي به شمار مي‌رفت كه در شهرها و روستاها غافل‌ از آزادي‌ها روزگار میگذراندند. اين‌شروع توفنده و انقلابي در گرماگرم ‌دگرگوني‌هاي سياسي اجتماعي حاصل‌ از نهضت مشروطيت و آشنايي مردم‌ با جريانات سياسي, ‌بازتاب مؤثري در نمايشنامه‌هاي اين‌ دوره داشت ؛ اما اين‌ رويكرد قرباني‌هاي بسيار داشت‌، بسياري از روشنفكران در زندانها تحت‌ بازداشت‌ و شكنجه قرار گرفته‌ و بسياري تبعيد و فراري گشته‌ و از همه مهمتر آنكه تنها بناي‌ تماشاخانه ‌نمايش‌هاي مذهبي شبيهخواني و تعزيه يعني (تكيه‌دولت)‌ به فرمان رضا شاه قدغن‌ و گروه‌هاي ‌تعزيه و برپائي آئينهاي نمايشي شبيهخواني‌ و سوگواري مردم با مخالفت‌ جدي مواجه گرديد والبته تكيه دولت در سال‌ 1327 به دستور دولت پهلوي براي هميشه تخريب‌ گرديد. و  همچنان كه روند انقلاب‌ مشروطيت به‌ قهقرا و انحطاط گراييد با روي‌ كار آمدن‌ دولت كودتا و سلطه جابرانه رضا خان‌ پهلوي‌ و تأكيد بر سياست‌ سانسور و اختناق‌ شديد، كم‌كم‌ تئاتر از مفاهيم انقلابي‌ و عدالت‌طلبي خارج و به‌ سوي‌ مسائل‌ مبتذل و غير اخلاقي و گاه سوژه‌هاي ضد اجتماعي كشيده‌ شد. پس‌ از سقوط حكومت ‌رضاخان‌ نيز به‌ واسطه‌ آزادي‌هاي‌ نسبي ايجاد شده پس‌ از شهريورماه‌ 1332، بار ديگر تئاترهاي ‌لالهزار با رويكردي‌ جدي و متعهدانه به سمت‌ و سوي سياسي و افشاگري‌ جنايات رضاخان ‌پرداخته و شور تازه‌اي در صحنه‌هاي تئاتر اتفاق افتاد كه‌ اين‌ روند ارزشمند در توسعه‌اي وسيع و تشكيلاتي,‌ با مدد مطبوعات و اهل قلم و هنرمندان خلاق و تأسيس‌ راديو و سالن‌هاي‌ نمايش‌ كه ‌تعداد آنها به‌ 40 سالن‌ مي‌رسيد جان‌ تازه‌اي را به‌ تئاتر ايران بخشيد ؛ اما دوباره با كودتاي‌ 28مرداد سال‌1332, تئاتر, مظلومانه سر در محاق‌ فراموشي‌ برد و تا مجالي ديگر سكوت‌ و سردي بر اوضاع سياسي- فرهنگي جامعه سايه افكند.

در سال‌هاي بعد, ايجاد تالار سنگلج‌ در سال‌ 1344 بار ديگر زمينه‌ حضور و فعاليت هنرمندان‌ تئاتر كشور را فراهم ساخت‌ و به‌ دنبال آن بهبود اوضاع اقتصادي پيرامون ‌فروش‌ حاصله از درآمد نفت‌, توجهي نسبي را در رويكرد تئاتر تحت‌ لواي وزارت فرهنگ‌ و هنر و اداره كل‌ هنرهاي زيبا و صنايع مستظرفه فراهم ساخت‌.

اما تأسيس‌ دانشكده هنرهاي زيبا با گرايش‌ تئاتر و دانشكده هنرهاي دراماتيك‌ و جذب ‌دانشجويان و آموزش علمي‌, شرايط بسط و توسعه تئاتر را در اشكال آكادميك‌ مهيا ساخت‌. اعزام و حضور فعالانه هنرمندان پيشكسوت‌ و همكاري و نوجويي دانشجويان و هنرجويان و تشكيل‌ كارگاه‌هاي نمايشي در شهرستان‌ها و مراكز آموزش‌ تئاتر و نيز برگزاري‌ جشنواره‌هاي‌ تئاتر، زمينه‌هاي تازه‌اي را براي توسعه تئاتر ايران‌ به ار‌مغان‌ آورد. رويكرد هنرمندان ايراني به‌ مضامين ملي و آئيني‌, مهمترين اتفاقي بود كه اگر چه زمينه خوبي را براي رهيابي به ‌اين مقصود فراهم ساخت‌ اما هرگز به انسجام و قوام غايي و نهايي خود نزديك نشد ؛ هر چند ‌تلاش‌هايي در نيل‌ به‌ اين هدف انجام گرفت كه هنوز نيز ادامه ‌دارد.

برپايي انقلاب شكوهمند اسلامي در سال‌ 1357 خون تازه‌اي‌ در كالبد تئاتر كشور جاري ‌ساخت. هنر تئاتر و هنرمندان‌ دلسوز اين‌ رشته از جمله هنرمنداني بودند كه‌ از همان سال‌هاي ‌اوليه نسبت‌ به‌ اجراي‌ تئاتر و برگزاري‌ جشنواره‌هاي نمايشي‌ با هدف‌ احياء فرهنگ‌ انقلابي و آرمان‌ها و ارزش‌هاي انساني, چراغ‌ اين هنر مردمي را با شيره جان خويش‌ فروزان ‌نگاه داشتند. اداره كل هنرهاي‌ نمايشي با محوريت‌ و توليت‌ تئاتر كشور و همكاري اداره كل‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي استان‌هاي مختلف‌ كشور با حداقل‌ امكانات, حداكثر توان و امكان‌ گسترش‌ تئاتر را ايجاد كرد و خصوصاً پس‌ از شكل‌گيري انجمن‌هاي نمايش‌ به عنوان نخستين ‌واحدهاي صنفي‌- تشكيلاتي و توليدي تئاتر باعث‌ مشاركت‌ پرشور هنرمندان‌ تئاتر كشور شد و خانواده تئاتر, شور تازه‌اي به خود گرفت.

آموزش و گسترش‌ تئاتر در كنار جشنواره‌ها و به طور مستقل‌، طي‌ برنامه‌هاي كوتاه مدت‌، ميان‌ مدت و دراز مدت صورت‌ پذيرفت‌ اما به دليل‌ كمبود بودجه, همواره اين‌ امر با مشكلاتي‌ مواجه بود. تئاتر, ساحات و ابعاد متفاوتي ‌به خود گرفت‌. تئاتر در موضوع‌هاي مختلف و تقسيمبندي متفاوت با ويژگي‌ها و چشم‌اندازهاي ‌گوناگون كار خود را پي‌ گرفت كه از آن جمله‌ مي‌توان به برگزاري23 دوره جشنواره بين‌المللي ‌تئاتر فجر،10 دوره جشنواره بين‌المللي‌ نمايش‌ عروسكي‌، 13 دوره‌ جشنواره نمايش‌هاي آئيني و سنتي‌، 12 دوره جشنواره‌ نمايش‌هاي كودك‌ و نوجوان سراسر كشور، برگزاري‌ 29 جشنواره ‌استاني و 6 جشنواره‌ منطقه‌اي در سطح‌ كشور به طور سالانه‌، برگزاري جشنواره تئاتر ديني در 5 دوره‌، پنج ‌دوره‌ سوگواره‌هاي‌ تعزيه‌ و شبيهخواني,‌ جشنواره‌هاي دفاع مقدس‌، تئاتر طنز، تئاتر ايران‌ زمين‌، تئاتر عشاير، تئاتر كردي‌، تئاتر كوتاه و جشنواره‌هاي گوناگون در شهرستان‌هاي مختلف‌ اشاره‌كرد.

حضور و شركت‌ گروه‌هاي نمايشي ايراني در جشنوار‌ه‌ها و رويدادهاي معتبر جهاني و احراز مقام‌ها و موقعيت‌هاي درخشان‌ و نيز اجراي نمايش‌هاي مشترك‌ هنرمندان ايراني و اروپايي‌، دعوت‌هاي ‌متعدد از گروه‌هاي نمايشي‌ ايراني‌، حضور مديران و استادان و صاحب‌نظران تئاتر در عرصه‌هاي بين‌المللي, برپايي كارگاه‌هاي تخصصي‌ آموزشي و برگزاري همايش‌ها و كنفرانس‌ها، نشست‌هاي‌ هنري‌، چاپ ‌و انتشار صدها نمايشنامه‌، كتاب‌ و مقالات آموزشي در مجلات‌ نمايش‌، فصلنامه‌هاي پژوهشي‌ و آموزشي‌، اجراهاي متعدد و پياپي و بيوقفه تئاتر در سراسر كشور حاصل تلاش‌ خستگي‌ناپذير پيشكسوتان‌، جوانان و اهالي تئاتر ايران است‌ كه موجب شده است با حفظ و صيانت‌ ارزش‌هاي فرهنگي, هم‌ چنان‌ چراغ اين عرصه روشن بماند.

تئاتر ايران هم‌ اكنون به افق‌ها و كرانه‌هاي تازه‌اي در سطح‌ جهان دست‌ يافته است و با بهره‌گيري از خلاقيت‌، ابتكارات‌ نمايشي‌ و حفظ ارزشهاي اجتماعي و اصيل فرهنگ ملي و مذهبي‌, به عنوان نهادي اجتماعي در فرهنگ‌ عمومي مي‌تواند وظايف‌، رسالت و خدمات شايان توجهي به‌ كشور ارائه كند.

1.   سياست هاي کلان فرهنگ و هنر

1-1-              جايگاه فرهنگ و هنر در چشم انداز توسعه 20 ساله

       از دهه 1970 مفهوم توسعه دگرگون شد و يک مفهوم چند بعدی (اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سياسی) را در بر گرفت که دستيابی به آن مستلزم تغييرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم و نهادهای ملی، تسريع رشد مستمر اقتصادی، کاهش نابرابری‌ها و حذف فقر است.  مطابق نظر "سن", توسعه, فرايندی است که قابليت‌ها و استـــحقاق‌های مردم را برای زندگی کردن به روشی ارزشــمند,بسط می‌دهد.

       توسعه, فرايندی است که طی آن باورهای فرهنگی، نهادهای اجتماعی، نهادهای اقتصادی و نهادهای سياسی به صورت بنيادی, متناسب با ظرفيت‌های شنـاخته شده جديد متـحول می‌شوند.

در سند چشم انداز کشور در افق 1404 هجری شمسی که بر بنيان مبانی ارزشی و بر اساس عوامل اصلی مطالعات ملی، بين‌المللی، مبانی نظری و تحليلی و چالـــشها برگرفته از آرمان ها طراحی شده است؛ در زير عنوان "سياست های کلی نظام در دوره 20 ساله چــشم انداز در بند 3 " رشد و اعتلای فرهنگ و هنر ايران و اسلام به عنوان عناصر هويت ملی" در نظر گرفته شده وبر ارتقاء سطح فرهنگ و هنر در کشور تأكيد   گرديده است.

       همچنين در سند چشم انداز زير عنوان " امور مربوط به مناسبات سياسی و روابط خارجی"
بند 32 بر تقويت و تسهيل حضور فرهنگی کشور در مجامع جهانی و سازمان های فرهنگی بين المللی نيز تاکيد شده  است.

علاوه بر آن, در سند چشم انداز توسعه بيست ساله کشور در زير مجموعه الزامات مربوط به هدف‌های کيفی و کمی برنامه چهارم توسعه در خصوص توسعه فرهنگی چنين آمده است:

- غنی سازی و ارتقاء ارزش ها ، باورها ، سنت ها و هنجارها

- ايجاد شرايط و فضای مناسب برای اعتلا و گسترش فرهنگ ، هنر و انديشه  

1-2-    جايگاه فرهنگ و هنر در برنامه چهارم توسعه

فصل نهم بخش چهارم قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي مربوط به صيانت از هويت و فرهنگ اسلامي- ايراني است. اين فصل شامل 16 ماده (از ماده 104 تا 119 )است.

در اولين ماده (104) فصل نهم، دولت نسبت به رونق اقتصاد و فرهنگ، افزايش اشتغال، بهبود کالا و خدمات، رقابت پذيري، خلق منابع جديد، توزيع عادلانه محصولات و خدمات فرهنگي و همچنين ايجاد بستر مناسب براي ورود به عرصه هاي جهاني مکلف شده است.

در ذيل ماده 104 چنين آمده است :

الف-  اصلاح قوانين و مقررات براي رفع موانع انحصاري، تقويت رقابت‌پذيري و فراهم‌سازي زمينه‌هاي بسط مشارکت مردم، نهادهاي غير دولتي، صنفي و حرفه‌اي در امور فرهنگي و هنري.

ب‌-        اقدام قانوني لازم براي تاسيس صندوق‌هاي غيردولتي ضمانت‌دار به منظور حمايت از توليد، توزيع و صادرات کالاها و خدمات فرهنگي و هنري، سينمايي، مطبوعاتي و ورزشي در سطح ملي و بين المللي.

ج-     احصاء و ارتقاء سهم بخش فرهنگ، بر اساس شاخص هاي مورد نظر در اقتصاد ملي و منظور نمودن رشد متناسب سالانه در لوايح بودجه براي دستيابي به استانداردهاي ملي که در سال اول برنامه چهارم به تصويب دولت مي‌رسد.

د-    تصويب و ابلاغ استانداردهاي بهره‌مندي نقاط مختلف کشور از فضاهاي فرهنگي، هنري، ورزشي و گردشگري و توزيع و تامين اعتبارات ملي و استاني فصول برنامه‌هاي ذيربط در هريک از سال‌هاي برنامه چهارم براي رسيدن به شاخص‌ها و استانداردها بر اساس شاخص‌هايي که در سال اول برنامه چهارم به تصويب هيات وزيران مي‌رسد.

ه-      به توسعه ساختارها و زير بناهاي لازم براي رشد توليد و توزيع محصولات فرهنگي، هنري و ورزشي توسط بخش خصوصي و تعاوني با اولويت کمک نمايد.

و-       تمهيد تسهيلات ويژه براي ورود مواد اوليه، ماشين آلات و تجهيزات مورد نياز صنايع بخش فرهنگ براي نيل به بهبود کيفيت توليدات و صدور محصولات فرهنگي، هنري و ورزشي در مقياس‌هاي جهاني

ز-       ساماندهي نظام رايانه‌اي بخش فرهنگ با اولويت کودکان، دانش‌آموزان و دانشجويان, با رويکرد تغيير نظام پرداخت يارانه از توليد به سمت مصرف، براي کليه اقشار جامعه و خريد محصولات فرهنگي.

ح-      حمايت يا مشارکت با هنرمندان و مجموعه‌داراني که قصد ايجاد موزه شخصي آثار هنري خويش و يا کتابخانه را دارند ؛ از جمله : استفاده از فضاهاي دولتي به صورت اماني، با همکاري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مسکن و شهرسازي، کليه شهرداري‌ها و ساير دستگاه‌هاي اجرايي ذيربط.

ط-      انجام حمايت‌هاي لازم از اشخاص حقيقي و حقوقي که در چارچوب مقررات مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي در توسعه فضاهاي مجازي فرهنگي، هنري و مطبوعاتي در محيط‌هاي رايانه‌اي و اينترنتي فعاليت مي‌کنند و بويژه اعطاي تسهيلات لازم براي برپايي پايگاه‌هاي رايانه‌اي و اطلاع‌رساني حاوي اطلاعات فرهنگي‌، ديني، تاريخي و علمي به زبان و خط فارسي توسط بخش‌هاي مختلف اجرايي کشور جهت استفاده عموم و همچنين ايجاد شرايط لازم توسط صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران براي دريافت برنامه‌هاي صوتي و تصويري از طريق شبکه‌هاي اطلاع‌رساني کابلي و کانال‌هاي ماهواره‌اي بر اساس ضوابط سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران.

آئين نامه اجرايي مربوطه با هماهنگي وزراتخانه‌هاي فرهنگ و ارشاد اسلامي، ارتباطات و فن‌آوري اطلاعات و سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.

ی-     به دولت اجازه داده مي‌شود تا نيم درصد (5/0%) از اعتبارات دستگاه‌هاي موضوع ماده (160) اين قانون را با پيشنهاد رئيس دستگاه مربوطه براي انجام امور فرهنگي، هنري، سينمايي  و مطبوعاتي جهت ترويج فضايل اخلاقي و معارف اسلامي کارکنان خود كند.

آئين نامه اجرايي اين بند توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان مديريت و برنامه‌ريزي کشور تهيه مي‌شود و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.

ک-     متناسب با ويژگي‌هاي جمعيتي، فرهنگي و حداقل هاي بهره‌مندي، ترتيبي اتخاذ نمايد تا با همکاري بخش خصوصي و تعاوني، شهرداري‌ها و منابع مردمي تا سال آخر برنامه چهارم در کليه شهرها و مراکز استان‌ها، نسبت به ايجاد فضاهاي فرهنگي و هنري شامل : کتابخانه مرکزي، تالار فرهنگ و هنر، پرديس‌هاي سينمايي، موزه هنرهاي معاصر و مراکز دايمي برگزاري نمايشگاه‌هاي فرهنگي و هنري، پيش‌بيني‌هاي لازم به عمل آيد.

2.     شناخت و تبيين وضع موجود تئاتر

2-1-      مديريت و ساختار (دولتي و غير دولتي )

2-2-      منابع مالي و اقتصاد تئاتر (جاري- عمراني)

2-3-      فرايند توليد

2-4-      گروه هاي نمايش ( حرفه اي ، نيمه حرفه اي و آماتور)

2-5-      فراواني و تنوع آثار نمايشي اجرا شده به تفکيک توليد و اجراء

2-6-      فراواني تماشاگر

2-7-      کيفيت و کميت جغرافيايي سالن‌هاي نمايش

2-8-      نظام حقوقي و بيمه‌اي توليد کنندگان

2-9-      برنامه‌هاي جمعي (همايش‌ها و جشنواره‌ها)

2-10-    اطلاع‌رساني و تبليغات نمايش ها

2-11-    آموزش و پژوهش

2-12-    انتشارات حوزه هنرهاي نمايشي (کتاب و مطبوعات)

2-13-    تعاملات بين‌المللي

3.    عوامل پيش برنده (امکانات و قابليت‌ها) و عوامل پيش گيرنده (محدوديت‌ها)

3-1-     عوامل پيش برنده امکانات

3-1-1- اصلاح قوانين و مقررات به منظور بسط و مشارکت نهادهاي غيردولتي، صنفي و حرفه‌اي

3-1-2- ايجاد زير بناهاي لازم براي رشد کمي و کيفي و توزيع هنرهاي نمايشي

3-1-3- برنامه‌ريزي جهت رونق و پويايي اقتصاد هنرهاي نمايشي

3-1-4- ايجاد ساز و کار مناسب به منظور حمايت از توليد و عرضه هنر هاي نمايشي

3-1-5- ساماندهي نظام يارانه‌اي حمايت از تماشاگران

3-2-    عوامل پيش گيرنده

3-2-1- موانع قانوني و مقرراتي

3-2-2- کمبود زير بناهاي لازم براي رشد کمي و کيفي و توزيع هنرهاي نمايشي

3-2-3- فقدان نظام يارانه مصرف آثار نمايشي

3-2-4- کم توجهي به اقتصاد هنرهاي نمايشي

3-2-5- برخوردار نبودن توليدات هنرهاي نمايشي از ساز وکار حمايتی کارآمد

4.    هدف کلي

                 ارتقاء جايگاه و توسعه کمي و کيفي هنرهاي نمايشي متناسب با برنامه توسعه فرهنگی, اجتماعی و اقتصادی کشور و اثر بخش نمودن همه جانبه اين هنر متعالي در زندگي فردي و اجتماعي افراد جامعه و توانمندسازي هنرمندان اين عرصه.

5.    اهداف کيفي

5-1- آفرينش و ارائه آثار نمايشی متناسب با منزلت فرهنگی کشور

5-2- ايجاد بستری مناسب برای بروز خلاقيت ها، رشد انديشه و شکوفايی سرمايه‌های انسانی

5-3- گسترش و تعميق ارزش‌ها و باورهای متعالي در راستای ارتقاء فرهنگ عمومی جامعه

5-4- رشد و اعتلای فرهنگ و هنر ايرانی- اسلامی در جهت صيانت و اشاعه بنيان‌های 

هويت ملی

5-5- حضور موثر فرهنگی- هنری در گستره جهانی و تعاملات بين‌المللی به منظور ارائه

آثار و توانايي‌هاي هنرمندان

6.    سياست‌ها و خط مشي‌هاي اجرايي

6-1- بازبيني وظايف و مسئوليت‌هاي اجرايي دولتي با رويکرد کوچک‌سازي

6-2- ارتقاء ساختار مديريتي و تشکيلاتي تئاتر

6-3- مشارکت دستگاه‌هاي مرتبط دولتي و غيردولتي در سطوح مختلف برنامه‌ريزي و اجراي فعاليت‌ها

6-4- ايجاد شوراي هنرهاي نمايشي در استان‌ها

6-5- تقويت نظام برنامه‌ريزي تئاتر بر اساس نتايج مطالعات و تحقيقات

6-6- اقدامات اصلاحي لازم در تعيين رديف تئاتر در بودجه عمومي کشور

6-7- توسعه زيرساخت‌هاي لازم جهت بهبود و افزايش ظرفيت‌هاي نمايشي

6-8- ارتقاء کيفي و کمي توليدات نمايش

6-9- توانمند سازي گروه‌هاي نمايشي

6-10- افزايش کمي گروه‌هاي تماشاگر در هنرهاي نمايشي

6-11- توسعه کمي و کيفي بخش توليد و توزيع توليدات هنرهاي نمايشي در داخل و خارج از کشور

6-12- توسعه و گسترش تئاتر ملی کشور با رويکرد باورها، آيين‌ها و سنن ملی و فرهنگ بومی و منطقه‌ای کشور

6-13- کوشش در جهت ترويج فرهنگ هنرهای نمايشی و جذب مخاطبان گروه سنی کودک و نوجوان

6-14-    ايجاد پژوهشکده هنرهاي نمايشي به منظور ارتقاء دانش و آگاهي

6-15-    مشارکت و حمايت از برگزاري جشنواره‌هاي هنرهاي نمايشي ملي و بين‌المللي

6-16-     ارتقاء سطح تعاملات بين‌المللي به منظور بسط دانش و تجارب و انتقال آن به جامعه تئاتري کشور

6-17-    احصاء شاخص‌هاي کمي هنرهاي نمايشي

6-18-    احصاء شاخص‌هاي کيفي هنرهاي نمايشي

6-19-    کوشش در گسترش فرهنگ سازي و اطلاع‌رسانی در حوزه هنرهای نمايشی

6-20-    کشف و پرورش استعدادهاي جوان و حمايت از آنها

6-21-    سامان‌دهي اوقات فراغت گروه‌هاي هدف

6-22-    تلاش در جذب حاميان اقتصادي و فرهنگي

6-23-    حمايت از کار آفريني همگون با نيازمندي‌هاي بازار کار

6-24-    تدوين يارانه‌هاي هنرهاي نمايشي

6-25-    حمايت از ساختار حقوقي و قانوني متقابل هنرمندان و مسئوليت‌هاي اجتماعي

6-26-     ايجاد خدمات بيمه‌اي هنرمندان

            

برنامه‌هاي ملي توسعه تئاتر

1.       برنامه‌هاي ملي توسعه فرهنگي هنرهاي نمايشي

1-1- گسترش همکاري‌هاي بين‌المللي

1-2- گسترش تحقيق و توسعه هنرهاي نمايشي

1-3- ارتقاء فرهنگ عمومي

1-4- ايجاد سايت و کتابخانه الکترونيکي

1-5- ايجاد باشگاه هنرهای نمايشی

1-6- توسعه فضاهای نمايشی متناسب با جمعيت کشور

1-7- ايجاد موزه و آرشيو هنرهای نمايشی

1-8- توسعه فضاهای نمايشي متناسب با جمعيت کشور

2.     برنامه ملي توسعه مديريت هنرهای نمايشی

2-1- ارتقاء جايگاه و چابک‌سازي مديريت هنرهای نمايشی از طريق واگذاري امور تصدي‌گري به سازمان‌هاي‌ خصوصي و غيردولتی

2-2- تدوين شاخص‌هاي کمي و کيفي

2-3- توانمندسازي مديريت اقتصاد تئاتر

2-4- ايجاد زير بناهای گسترش توليد و توزيع هنرهای نمايشی

2-5- ايجاد نظام يارانه‌اي با اولويت جوانان

2-6- ايجاد صندوق ضمانت به منظور حمايت از توليد و عرضه هنرهاي نمايشي

2-7- ايجاد نظام رفاه و تامين اجتماعی هنرمندان

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 13:10  توسط حسین صدرایی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
گروه تئاترحرفه ای بدین معناست که عناصر اصلی آن کاری جز تئاتر نداشته و دست کم روزی هشت ساعت به کار مداوم وپیوسته بپردازند.
به دیگر سخن،در پویه کار بی وقفه وهدفمند گروهی است که عناصر گروه از مهارت لازم برخوردار می شوندو ازسوی دیگر رضایت و اغنای تماشاگرتئاتردرپرتو کاربازیگران و دست اندرکاران توانمند و ماهرمیسراست.
هسته اصلی گروه تئاتر اکتیو که افرادی با سابقه درکارنمایشند بدین باورند که با کار مستمر و پرهیز از پراکنده کاری و حلقه زدن به گرد شمع گروه می توان از هرزرفتن قوای مفید جلوگیری کرد

نوشته های پیشین
تیر 1388
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
آرشیو موضوعی
اخبار گروه
نقد نمایش
مقالات
آیین نامه ها
بیوگرافی اعضای گروه
اعضاي گروه اكتيو
اخبار عمومی
پیشکسوتان تئاتر ایران
نویسندگان
حسین صدرایی
علي طلاكوب
پیوندها
سایت خبری آگاه نیوز
وبسايت جشنواره داستانهاي كوتاه كبوتر حرم
سایت ایران تئاتر
سایت خانه هنرمندان
سایت آگاه ( آموزش گسترش استعدادهای هنری)
سایت حوزه هنری استان سمنان
وبلاگ تئاتر شهرستانها
وبلاگ گروه تئاتر باستان
وبلاگ گروه تئاتر شید
وبلاگ من و تئاتر گرگان (حسن حسینی نژاد - گرگان)
وبلاگ نمایشگران استان همدان
وبلاگ تئاتر و موسیقی در سمنان (فرشاد صالحیان)
وبلاگ انجمن نمایش یزد
وبلاگ گروه تئاتر لیو
وبلاگ صحنه به صحنه
وبلاگ انجمن نمایش رباط کریم
وبلاگ بازی در بازی
وبلاگ کودک و نمایش
وبلاگ و حرفهائی برای نگفتن . . . (خودم)
وبلاگ تئاتر پارسی
وبلاگ جمشید بهرامی
وبلاگ گروه تئاتر سایه
وبلاگ گوهر تئاتر ( بهزاد)
وبلاگ پائین گذر سقاخانه (رضا مولودی - گرگان)
وبلاگ تئاتر ایران
وبلاگ گروه تئاتر پل (محمد جهان پا - مشهد)
وبلاگ گروه تئاتر پویا (مشهد)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

Google Page Rank - Powered by www.Maker™.ir